اما روایت تولد این پژوهشکده و پیشرفتهایش از زبان یکی از موسسین آن یعنی شهید دکتر محمدمهدی تهرانچی خواندنی و شنیدنی است. شهید تهرانچی در دوران حیات طی گفتگوی با رسانه Khamenei.ir پیشرفتهای علمی ایران و نقش رهبر شهید انقلاب در این زمینه را بازگو کرده است که در ادامه بخش مربوطه از نظر میگذرد.

یکی از شخصیتهایی که در سه دههی اخیر نقش پررنگی در حمایت از این فضا و اولویت قرار دادن موضوعات علمی داشتهاند، رهبر انقلاب هستند. این حمایتها به چه سطح و لایههایی رسیده و چه تأثیراتی داشته است؟
نگاه کنید، بعد از اینکه ما در نانوفناوری، زیستفناوری و علوم شناختی در سال ۸۴ دستاوردهایمان را جدیتر کردیم، غربیها بسیار حساس شدند. آنها سریعاً یک خانمی که سردبیر اروپایی نیچر بود را به ایران فرستادند. او آمد، یک دوری زد و برگشت و دو مقاله نوشت. در واکاوی اینکه چرا ایران توسعهی علمی پیدا کرده، این شهادت ما نیست که بگوییم ما از درون نظام داریم جهت میدهیم. این خانم آمده و بررسی کرده و در نیچر، در شمارهی ۴۳۵، در می ۲۰۰۵، دو مقاله منتشر کرده است. عنوان مقالهی اولش "ایران لانگ مارچ" یا "رژهی بزرگ ایرانیان" است. سوتیتر مقاله میگوید مرجعیت علمی در ایران در حال بازسازی دوباره است، مگر اینکه با اغتشاش سیاسی یا تحریم جلوی آن گرفته شود.
سال ۸۳ و ۸۴ است این؟
بله، ۲۰۰۵، یعنی ۱۹ می ۲۰۰۵. سال ۱۳۸۴. او در تحلیل اینکه چرا اینطور شده، میگوید آیتالله علی خامنهای به صورت مؤثر توسعهی کشور را شارژ کرده و توسعهی کشور را با توسعهی علم در هم آمیخته است. جامعهی آکادمیک کوچک ایران این پیام را با تمام وجود دریافت کرده و شعارش توسعهی درونزا در همهی ابعاد علم است. این موضوع در جامعهی علمی ایران طنینانداز شده و آنها از تاریخ و دستاوردهای علمی خود آگاه هستند. در مقالهی دیگری میگوید اینها میدانند که رهبری علم دنیا را یک روز داشتند و آیا به دنبال سودای دوبارهی رهبری علم جهانی هستند. میخواهم بگویم که دشمن هم اعتراف دارد که این دستاورد، دستاوردی است که در گفتمان، حمایت و راهبری آن منحصراً در شخص ایشان قرار گرفته است.
یک خاطره هم نقل کنم که چگونه ایشان به این موضوعات توجه میکردند. ما در سال ۷۹ در دانشگاه شهید بهشتی، با سه یا چهار نفر از بچهها جمع شدیم و گفتیم که یک کار جدید انجام دهیم. ما در گروه فیزیک بودیم و بزرگانی در این حوزه بودند، اما همهشان هنرشان فقط تدریس خوب بود و فارغالتحصیلان اروپا و آمریکا بودند. ما گفتیم که پیش اینها نمیشود رشد کرد. بنابراین، یک فضای جدیدی تحت عنوان پژوهشکدهی لیزر ایجاد کردیم. در سال ۷۹ شروع کردیم و سه سال گذشت تا به سال ۸۲ رسیدیم. آزمایشگاههایمان هم تازه در حال شکلگیری بودند. یک روز اردیبهشت ماه، یادم نمیرود، پیغامی آمد که حضرت آقا میخواهند از پژوهشکدهی شما بازدید کنند. ما خیلی تعجب کردیم چون من در آن زمان ۳۸ ساله بودم و با این جوانان درگیر بودم. ورود ایشان به پژوهشکدهی ما ۴۵ دقیقه طول کشید و در تک تک آزمایشگاهها ایستادند. این برای ما خیلی عجیب بود و حتی برای جامعهی علمی هم همینطور. حضرت آقا بلند شدند و به دستگاهها و لیزرها نزدیک شدند و ما گزارشهایمان را به ایشان ارائه دادیم. بعد از بازدید، یکی از نهادها ما را صدا زد و گفت که آقا فرمودند یک پولی هم بگذارید. میخواهم بگویم که عملاً راهبری این جریان علمی را ایشان در دست گرفتند و این بینظیر بوده است.

بازدید رهبر شهید انقلاب از دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۸۲
در دو دههی اخیر، ایشان مطالبات مهم داشتهاند که اگر محورها را کنار هم بگذاریم، به این فهم میرسیم. یکی بحث نقشهی راه علمی کشور است و دیگری نقش دانشبنیانها در بهبود و ارتقاء فضای اقتصادی کشور که اخیراً هم بهعنوان شعار سال انتخاب شد. وضعیت علمی ما در این دو حوزه مشخصاً چیست و ارزیابی شما چهطور است؟
من میخواهم بگویم ایشان این مراحل را به خوبی راهبری کردند. مرحلهی اول، تعداد دانشگاهها و جمعیت آموزش عالی است. مرحلهی دوم حمایت از پژوهشهاست. امروز بدون شک ما جایگاه شانزدهم را با اقتدار داریم. خودباوری در این زمینه بسیار مهم است. شاید عزیزان در جامعهی عمومی به این موضوع توجه نکنند، اما وقتی من بهعنوان کسی که در حوزهی دانش فعالیت میکند، به آزمایشگاهی میروم که با تحریم دست و پنجه نرم میکند و دیتایی را استخراج میکنم و این دیتا را به بهترین ژورنالها میفرستم، نشاندهندهی پیشرفت ماست.
حتی در حوزهی کسب اطلاعات و جریان آزاد اطلاعات هم مراکز علمی با تحریم مواجهاند
بله، حتی بعضی اوقات نامههایی دریافت میکنم که میگویند شما وابستگی به دولت جمهوری اسلامی دارید و ما مقالهتان را نمیخواهیم چاپ کنیم. حتی دانشگاهها را تحریم کردهاند و به منابع دسترسی ندارند. اما مقالهای که میفرستیم با اقتدار داوری بینالمللی میشود و بعد به راحتی چاپ میشود و ارجاعات جدی به آن از همهی دنیا، حتی از خود ایالات متحده، میشود. این مرحلهی دوم است و برای این مرحله حیفم میآید که یک خاطره نگویم تا مردم این شیرینیها را از روایتها داشته باشند.
من دکترایم را در مسکو گرفتم. رئیس انستیتو که در آنجا کار میکردم، آقای پروفسور پروخورف، نوبلیست دههی ۶۰ دنیا بود. او فرد بسیار معتبری بود و آنجا در حوزهی لیزر و مغناطیس و پلاسما فعالیت میکرد. یک روز یک هیئت ایرانی میخواست بیاید و پروخورف پیغام داد که فلانی هم بیاید و بنشیند. بچههای ایرانی آمدند و من هم در انتهای سمت روسها نشسته بودم. حالا بیشتر شاهد بودم و مترجم خودشان را آورده بودند. پروخورف احساس کرد که تیمی که از بچهها مقابلش نشستهاند، خیلی ضعیف بنیه است. او به معاونش گفت که اینها را به انستیتو ببرند و بگردانند.
این گذشت و سالی که من رئیس دانشگاه شهید بهشتی بودم، یعنی سال ۹۳ یا ۹۴، با ما تماس گرفتند از معاونت علمی ریاست جمهوری که یک هیئت ویژه از آقای پوتین میخواهد بیاید ایران و با چهار یا پنج فیزیکدان همراهش، از پژوهشکدهی لیزر دانشگاه شهید بهشتی بازدید کند. ما هم گفتیم باشد و من آن موقع رئیس دانشگاه بودم. اینها آمدند و بازدیدشان را انجام دادند. وقتی که پایین آمدیم، دیدم که کاملاً مبهوت شدهاند. بعد از بازدید به من گفتند که ما میخواهیم از پیشرفتهای شما در لیزر در روسیه استفاده کنیم.
کشوری که بیست سال پیش شما دانشجوی آنجا بودید
بله، بیست سال پیش من دانشجو بودم و آن صحنه را روایت کردم که تیم ایرانی هیچ چیزی نداشت در مقابل آنها و بعد از بیست سال این میگوید که میخواهد برود و بگوید تحریم خیلی هم بد نیست، ایرانیها توانستهاند در تحریم عظمت بیافرینند. وقتی با بچههای ما مصاحبه میکرد، مثلاً یکی از شاگردهای خود من که الان استاد تمام است، صحبت میکرد و این موضوع باعث شگفتیاش شده بود. میخواهم بگویم در بیست سال چه تحولی میتواند رخ دهد.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی










نظر شما